دنیای ما، ارغوان
دختر قشنگم شما این روزا یه عالمه کارای جدید یاد گرفتی و مدام ما رو متعجب و صد البته ذوق زده می کنی.
این روزها من خوشبخت ترین مادر دنیا هستم و روزی صدهزار بار خدا رو برای داشتن شما شکر می کنم.
ارغوانم شما مدام سعی می کنی صداهایی که برات در میاریم رو تقلید کنی و اگر همینطوری پیش بری تا دو سه ماه دیگه فکر کنم حرف بزنی.
دیروز وقتی بابایی از سر کار اومد شما کلی ذوق کردی، تا بابایی رو دیدی جیغ کشیدی و همش دستت رو باز می کردی تا بابا بغلت کنه. وقتی بابایی بوست کرد و رفت تا لباساش رو عوض کنه با روروئکت دنبالش تا اتاق رفتی. وقتی هم که بغلت کرد دیگه نگو چه کارا که نمی کردی.
عاشقتم ارغوان، تو عمر منی، نفس منی
من هر روز هزار بار از تو و خنده هات لبریز میشم. از اینکه بغل هرکی باشی بازم آغوشت رو برای در من بودن باز می کنی.
از خنده ای که در جواب خنده ام می دی.
از چشمانی که همش داره جست و جو می کنه تا یه چیز جدید پیدا کنه و دستایی که تلاش می کنه اون چیز جدید رو به دست بیاره. من عاشق کنجکاوی هاتم.
عاشق نوع نگاه کردنتم، اینکه سرت رو میتدازی پایین و زیر چشمی نگاه می کنی. عاشق اخمی هستم که رو ابروهات میشینه و بعدش با یه صدای ققـــــــــــــی همراه میشه. یعنی شما منو دعوا میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عاشقتم عاشقتم هزار بار عاشقتم دنیای من
تو جونمی، عمرمی و تو همه ی اون چیزی هستی که همیشه از خدا می خواستم.
عاشق ژستی هستم که گرفتی. کلی وقت اینطوری بودی و من یه عالمه عکس ازت گرفتم.

اینجا داری از گلوت صدا در میاری. فدات شم که داری سعی می کنی با من حرف بزنی.

ادامه عکس ها در ادامه مطلب

ارغوان در بوستان نهج بلاغه

ارغواندر حال بازی با اسکندر

در حال تماشای عمر گل لاله بودی اما تا منو دیدی با تعجب برگشتی نگام کردی

اینم راهکار جدید ما برای سرگرم کردن شما



دنیای ما، ارغوان
